تبليغاتX
سیزده آذر

وبلاگ فعالین آزادیخواه وبرابری طلب یزد

درباره وبلاگ
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
رفیق سعید آقام علی آزاد شد!
 

رفیق سعید بلاخره پس از مقاومت در برابر دهها روز انفرادی و بیش از هفتاد روز اسارت امروز (۲۸ اسفند) از اسارت رژیم بیرون آمد. آزادی سعید را به خانواده ایشان و به تمامی رفقا تبریک می گوییم.

خطاب به نیرو های امنیتی : شما هیچ اراده ای در آزادی رفقای ما ندارید. آزادی تک تک رفقای ما بر شما تحمیل شده است و ما تا آزادی همه آنها ایستاده ایم.

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
دستگیری مجدد رفیق انوشه آزادبر

رفیق انوشه آزاد بر به بهانه این که وثیقه پرداختی کافی نبوده است،  روز پنجشنبه به دادگاه انقلاب احضار میشود. با مراجعه انوشه به دادگاه، نیروهای امنیتی او را مجددا بازداشت و روانه زندان میکنند.

حکومت قصد دارد با بازداشت و فشار بر رفقای آزاد شده، فضای اعتراض به زندانی کردن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را سرکوب کند.

رفیق انوشه آزاد بر باید فورا آزاد شود!

مبارزه برای آزادی همه دانشجویان زندانی تا آزادی آخرین نفر ادامه خواهد داشت!

 

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
آزادی رفیق سعید حبیبی

رفیق سعید حبیبی پس از ٧٢ روز حبس و تحمل ۶۰ روز انفرادی امروز سه شنبه به قید وثیقه سنگین ١٥٠ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

رفیق سعید روز ١١ آذرماه در جریان حمله گسترده حکومت به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در مقابل محل کار خود بازداشت شده بود.

آزادی سعید عزیز را به او، به خانواده گرامیش و به همه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تبریک میگوﺌیم.

به این ترتیب ما موفق شدیم یکی دیگر از رهبران جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی را از زندان آزاد کنیم. سعید در طی دوران زندانش در انفرادی و تحت شدید ترین شکنجه ها قرار داشته است.

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
اطلاعيه كميته كارگري پويا در رابطه با كارگران كارخانه درخشان در يزد

بنا به گزارشات رسيده از خبرنگاركميته كارگري پويا در شهر يزد، روز 21 بهمن حوالي ظهر قبل از ورود كارگران كارخانه درخشان به شركت مأموران نيروي انتظامي با باتوم و گاز اشك آور و شك برقي به اعتراض كارگران پاسخ دادند و تعدادي از كارگران بيگناه اين كارخانه را بازداشت و با خود به محل نامعلومي بردند كه از سرنوشت اين كارگران اطلاعي در دست نيست.

. لازم به ذكر است كه اين كارگران در حال حاضر در مشكلات و مضيغه مالي شديدي به سر ميبرند و بعضا بدليل نداشتن پول براي گذران زندگي مجبور به بيرون كشيدن فرزندان خود از مدرسه شده اند  و در حال حاضر براي نان شب خود هم مشكل دارند.

كميته كارگري پويا ضمن محكوم كردن اين  عمل شنيع و ضد انساني مأموران وزارت اطلاعات كه با اين شيوه به خواسته كارگران دردمند اين كارخانه پاسخ گفتند از كليه مراجع بين المللي ميخواهد كه  به وضعيت كارگران اين كارخانه رسيدگي كنند و مانع از انجام هر نوع عمل ضد انساني با اين كارگران زحمتكش و شريف ميهنمان بشوند .

درود بر كارگران شريف ودردمند

امنيت شغلي حق مسلم ماست

کمیته کارگری پویا

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
                                       آری، ما هنوز زنده‌ايم

در سي و هفتمين سالگرد حماسه‌ي سياهكل، 19 بهمن ماه 1386، قطعه‌ي 33 بهشت زهراي تهران در زير برف سنگيني كه جا به جا از روي قبور جانباختگان راه آزادي كنار زده بوند، پوشيده شده بود. و آرام و زيبا، با غباري كه بايد روزي از سينه‌ي پر روايت‌اش زدودوده شود، آراميده بود.

قطعهِ  33 بهشت‌زهراي تهران مزار تعداد زيادي از جانباختگان راه آزادي پيش از انقلاب 57، مانند بيژن جزني و ضيا ظريفي، كلانتري، مرضيه‌ي اسكويي و احمد زيبرم و محمد حنيف نژاد و هوشنگ ترگل و بسيار بسيار دلاوران و مبارزان ديگر است كه رژيم جمهوري اسلامي در سال  4 و 1383 قصد نابودي و محوش را داشت كه با اعتراض نسل جوان ومبارز و پيگيري بازماندگان مبارزان مدفون در آن قطعه موفق نشد.

روز (19 بهمن 1386) قطعه‌ي 33 مانند ساير قطعات وقفي بهشت‌زهرا با تابلوي وقف، و دست‌نخورده است و حتي در محلي اشاره به مزار تعدادي از مبارزان مذهبي كه در آن قطعه مدفون گشته‌اند، به عنوان اعداميان سياسي قبل‌از انقلاب شده و پرچم‌هايي بر مزارشان قرار داده‌اند.

كارتي هم به نشانه‌ي يادگاري بر مزار رفيق كبير بيچن جزني قرار داده شده بود و مادر ترگل‌ها هم مانند هر جمعه بر مزار پسرش هوشنگ ترگل حاضر شد و گل و بوسه‌يي نيز نثار قبر خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان نمود. او با ديدن رفقايي كه بر مزار جانباختگان راه آزادي خلق سرود مي‌خواندند و دسته‌گل مي‌گذاشتند، با شادي فرياد زد: «هوشنگ من هنوز زنده است. هوشنگ پيش از اعدام به من گفته بود، مادر تو هزار پسر داري، براي من نگران و غمگين نباش، حالا من آن پسرها و دخترهايم را مي‌بينم»

آري ما زنده‌ييم و زنده مي‌مانيم و هيچ وقت خاطره‌ي رفقايي كه جانشان را فداي راه آزادي خلق كردند، چه آن‌ها كه توسط دژخيمان رژيم پهلوي كشته شدند و چه آن‌ها كه مزدوران جمهوري اسلامي آنان را كشتند، فراموش نخواهد شد.

 

بر گرفته از وبلاگ دیگر

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
مقاله ای از رفیق دربند بهزاد باقری (به مناسبت بیست و نهمین سالگرد قیام بهمن 57)

پرولتاریا، بورژوازی و انقلاب 57

بهزاد باقری 

در طول تاریخ ، به خصوص تاریخ جدید جهان ( از انقلاب 1789 م . فرانسه به بعد ) انقلابات متعددی که خود حاصل انکشاف تناقضات و تضادهای اجتماعی تا سر حد بحران و انفجار اجتماعی بوده اند ، به وقوع پیوسته اند . انقلاباتی که هر کدام خصلت و جهت مشخصی داشته اند و برای پاسخگویی به وظایف اجتماعی معینی بوجود آمده اند . انقلاباتی که در تحلیل نهایی از تضاد بین درجه معینی از تکامل نیروهای مولده با مناسبات تولیدی که در ظرف آن تکامل می یافتندو اکنون چون زنجیری بر دست و پای این نیروها مانع تکامل بیشتر آنها می شود ، ریشه می گیرند . تضادی پایه ای که خود به صورت انواع جدالهای سیاسی ، اجتماعی ، فکری و... در جامعه نمودار می شود و انسانها و جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی آنها را به عنوان نیروی فعاله و آگاه حل این تضادها به میدان می کشاند . انقلاب اجتماعی بیش از هر چیز عرصه ی جنگ و جدال حاد میان انسانها و جنبشهای آنها برای تعیین سرنوشت جامعه و خیزش اجتماعی آنها برای نفی نظام اجتماعی کهنه  و ستمگر است . تحولی که در آن به قول تروتسکی ، توده های کارکن و تحت ستم جامعه که همواره از صحنه ی تصمیم گیری های اجتماعی به دور نگاه داشته شده اند ، نمایندگان سنتی خود ( دولت ، پارلمان ، بوروکراسی و... ) را کنار می زنند و برای دخالت هر چه بیشتر در تعیین سرنوشت خویش پا به میدان می گذارند .  . .

برای خواندن متن کامل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
خبری نگران کننده از سعید

عدم توانایی در تامین وثیقه برای سعید آقام علی

پس از گذشت 3 هفته از تعیین وثیقه ی سعید آقام علی، خانواده ی وی هم چنان در پی یافتن وثیقه برای فرزندشان می باشند. متاسفانه آنان تا کنون موفق به تامین وثیقه نشده اند و فرزندشان هم چنان در زندان به سر می برد. مبلغ وثیقه ی سعید 100 میلیون تومان می باشد.معلوم نیست خانواده های دانشجویانی که بیشترشان اجاره نشین می باشند باید چنین مبالغ هنگفتی را از کجا تامین کنند. این مبالغ تنها قابل دسترس قشر خاصی از این جامعه می باشد نه آن تعداد انبوهی که با مشکلات روزمره ی اقتصادی دست به گریبان هستند.


رفیق امین قضایی همچنان ممنوع الملاقات

امین قضایی پس از 21 روز هم چنان ممنوع الملاقات می باشد. این امر باعث نگرانی بسیار زیاد خانواده ی وی می باشد. معلوم نیست به چه علت دانشجویان بازداشتی از ابتدایی تری حقوق مدنی یعنی داشتن وکیل و ملاقات با خانواده هایشان محروم می باشند.

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
مقاله ای از رفیق دربند مهدی الهیاری

ستم جنسی مهدی الهیاری

موقعیت زنان و حدود ستم جنسی از بهترین نمودارها و گویاترین معیارها برای ارزیابی شرایط حاکم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. رسیدن به یک تحلیل فراگیر و واقعی و تبیین راهبردی انضمامی و عملی، لزوم واکاوی نظریات مختلف، بازگشت به ژرفای تاریخ و بررسی شرایط و مناسبات مستقر کنونی را می طلبد  . . .

برای خواندن کل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
مقاله ای از رفیق امین قضایی

 

آزادی ِضرورت  " امین قضایی"

تفاوت میان دو مفهوم آزادی در فلسفه سیاسی لیبرالیسم و فلسفه مارکسیسم به تفاوت میان اخلاق و آزادی نزد کانت و هگل بر می گردد. از اساس فلسفه سیاسی لیبرالیسم به روشنگری تعلق دارد و تا حد همان پیش فرضیات ساده انگارانه درباره نظریه پردازی حکومت به مثابه قرار داد اجتماعی عقب مانده است . آزادی مورد نظر روشنگری و از این رو لیبرالیسم ،  همچنان که آیزایا برلین نامگذاری می کند " آزادی منفی" است و  او در مقابل  مفهوم مارکسیستی از آزادی را،  آزادی مثبت نام گذاری می کند . هم نام و هم درکی که برلین از آزادی در مفاهیم مارکسیستی دارد کاملا خام و برخطاست. من در این مقاله نشان می دهم که آزادی مورد نظر مارکسیستها ، برآمده از همان فلسفه " آزادی ضرورت" به معنای هگلی اش است  . در واقع تعریفی که برلین برای آزادی مثبت ارائه می دهد نشانی از جهل یا تجاهل حافظان رنگارنگ بازار آزاد ، از مفهوم بنیادا انقلابی ِ " آزادی ضرورت" دارد . . .

برا خواندن متن کامل مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
کودکان غزه قربانیان اصلی خواهش های امپریالیسم و شرکا
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |

بیانیه فعالین آزادیخواه و برابری طلب یزد پیرامون شصتمین روز دستگیری

رفیق سعید آقام علی

رنج و پایداری:

60 روز از ربوده شدن هنرمند نقاش و نمایشنامه نویس "سعید آقام علی" میگذرد. دستگیری سعید نیز همچون سایر همرزمانش تا مدت ها در ابهام بود و هیچکدام از ارگان های سرکوبگر رژیم مسولیت آن را قبول نمی کردند. اما با فشار دانشجویان وپیگیری های خانواده ها و وکلای شجاع آنان رژیم مجبور شد که مسولیت باز داشت سعید و رفقایش را قبول کرده و با گذشت 50 روز از بازداشت این دانشجوی قهرمان رزیم با تعیین مبلغ 100 میلیون قرار باز داشت را به وثیقه تبدیل کند.

طبق اخبار بدست آمده سعید با گذراندن بیش از 40 روز انفرادی و تحمل شکنجه های روحی و جسمی برای گرفتی اعترافات  دچار لرزش شدید از ناحیه گردن شده ، با توجه به سابقه بیماری سعید تنها راه درمان سعید آزادی هرچه سریعتر و مداوای آن توسط پزشکان متخصص می باشد.

سعید هنرمند مبارز:

سعید آقام علی به مانند هنرمندان شهیدی همچون "خسرو گلسرخی" ، " سعید سلطان پور" ودها هنرمند به خون خفته راه آزادی و برابری مسولیت و وظیفه خود در مقابل جامعه و به طور مشخص توده های تحت استثمار درک کرده و نخواستند که هنر خود را همچون کالایی در جامعه سرمایه داری عرضه کرده و به بیانی دیگر آن را از خود بیگانه کنند ، بلکه با درک قابلیت و پتانسیل هنر برای به تصویر کشیدن پلیدی ها و زشتی های جامعه سرمایه داری و رنج تودهای انسانی ، در پس آن افق شکوهمند فردای حاکمیت ارزشهای انسانی را به نمایش گذارند .

این گونه از هنر درهمواره در تضاد با منافع طبقه حاکم ودر مقابل گونه های پر مدعا وکم محتوای هنرمندان خرده برژوا میباشد.به همین دلیل است که جمهوری اسلامی سعی دارد با  بازداشت در سلول های انفرادی و اعمال شکنجه های روحی و جسمی سعی دارد تا مرگ تدریجی را برای سعید و سایر مبارزین به ارمغان آورد. و از سویی با تعیین وثیقه های سنگین و خارج از توان  خانواده های آنان را مستاصل کرده تا به خیال واهی خود آنان را  برای همیشه از مبارزه دور کند.

ما پیروز میشویم:

آری 60 روز  ایستادگی و پایداری نمونه غرور آفرین وسرافراز نسلی است که تمام همیت انقلابی خود را بر آن قرار داده تا آرمان آزادی خواهی و برابری طلبی را در سراسر میهن طنین انداز کند.

باشد که در بهمنی دیگر همچون بهمن بر کاخ ارتجاع و سرمایه داری فرود آمده و با واژگونی آن در سراسر میهن طرحی نو در اندازیم

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

فعالین آزادیخواه و برابری طلب یزد

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
 

تحکیم وحدت ، لیبرال ها : وقتی مدعیان جنبش دانشجویی به آغوش حاکمیت پناه می برند

     

دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها این بار هم در برابر خشم دانشجویان معترضی که این بار دیگر هیچ توهمی نسبت به جریان های سازش کارندارند نتواستند سکوت کنند ولی این بار این هر دو با صدور دو بیانیه سازش کارانه خطاب به دانشجویان و حاکمیت مهر پایان تاریخ مصرف خود را با قدرت هر چه تمام بر پیشانی خود حک کردند.

اکنون و در این شرایط حساس که جنبش دانشجویی در آستانه ی یک تولد دیگر قرار گرفته، لازم است که در قبال چنین بیانیه ها و چنین موضع گیری هایی خطاب به جنبش دانشجویی به نکاتی چند اشاره شود، باشد تا کمکی باشد در راه شناخت هر چه بهتر ماهیت جریان های جدا از جنبش واقعی دانشجویان معترض.

در روزهای اخیر که خشم دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به مسائل صنفی و سیاسی منجر به برگزاری چندین تجمع اعتراضی قدرتمند در کوی دانشگاه و در پی آن دخالت گارد ویژه ضد شورش و ورود آن به کوی دانشگاه و در گیری با دانشجویان شد، دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران اقدام به صدور دو بیانیه کردند که در آن ها دانشجویان را دعوت به آرامش کرده، آنان را از دادن شعار های سیاسی بر حذر داشته، اندکی به حال مامورین زخمی شده ی گارد ویژه دل سوزاندند و البته همچون همیشه برای پایان یافتن ماجرا دست به دامان دولتمردان شدند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
ما به آنها می خندیم!

                                           ما به آنها می خندیم!

                                                    "مصی شیروانی"

مساله روشن است:جمهوری اسلامی رفقای مارا می گیرد و در بند می کند.به جای رفقای دربند ده ها  رفیق دیگرپرچم را در دست می گیرند.او رفقای مارااز خیابان می رباید به خانه ها شان یورش می برد که دیگران را بترساند و منفعل کند .آن ها نمی ترستد و جنبش رادیکال تر می شود.هرگروه از رفقا را که می گیرد گروهی دیگر و در شهری دیگر به عنوان آزادیخواه و برابری طلب اعلام موجودیت میکند.او نمی داند سرکوب فعالین علنی و پیشرو محیط مناسبی برای رشد عناصر رادیکال است.درمدت این 2ماه سرکوب وفشار کسانی به عنوان آزادیخواه وبرابری طلب درکنارما قرار گرفته اند که باورش در شرایط عادی سخت می نمود.

 جمهوری اسلامی فکر می کند ما فقط چند "نفر"یم که اگر مارا دربند کند همه چیز حل می شود! او نمی داند ما ازنظر اصالت واز نظرعمق ووسعت با هیچ گروه و جنبش دیگری قابل قیاس نیستیم.آن ها با ذهنیتی مکانیکی فکر می کنند با سرکوب و بگیروببند می شود این جنبش را متوقف کرد اما به بازتولید حرکت ما فکر نمی کنند. سرکوب ما را رادیکال تر و منسجم تر می کند.او دیالکتیک را نمی شناسد .او نمی داند این جنبش چرا تا به این اندازه جوشان است؟

نگاهش - فکرش وپراتیک اش همه مکانیکی است.الکن است.ما تفکرو عمل مان دیالکتیکی است واین مارا در پروسه ی مبارزه چند قدم پیش می اندازد.این به نفع ماست. جنبش ما یک حرکت انتزاعی نیست.مجرد و منفصل از جامعه نیست.ما پایگاه عظیم اجتماعی و طبقاتی داریم.ما عقبه داریم.

ما به پشتوانه ی این عقبه واین نیرو گام اولمان را محکم برداشتیم.ما با بینشی روشن از شرایط اجتماعی و سیاسی و درک درست از وضعیت عینی جامعه حرکتمان را شروع کردیم.نمی شود مارا سرکوب کرد و آب از آب تکان نخورد.نمی توان ما را حبس کرد و همه چیز راتمام شده دانست.زمان به عقب بر نمی گردد.نمی توان همه چیز را به صبح 13 آذر 86 برگرداند.

13 آذر اتفاق افتاده است. ما به دنیا آمده ایم ! واین واقعیتی است که جمهوری اسلامی از درک آن عاجز است. آن ها نمی دانند.آن ها مکانیسم حرکت های اجتماعی را نمی فهمند.مکانیسم تبدیل تئوری به پراتیک اجتماعی و انقلابی را نمی فهمند. آن ها نمی دانند رادیکالیسم جنبش ما بهترین اسلحه ی ماست.آن ها هیچ نمی دانند و ما همه چیز را میدانیم.ما سیر تاریخ را شناخته ایم.

 ما آینده را می بینیم.ما معما را حل کرده ایم و به آن ها که زور می زنند و جواب های خنده دار می دهند می خندیم.ما به آن ها می خندیم!

 

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
فرزاد قبادی در زیر بازجویی نیروهای اطلاعات جان به جان آفرین تسلیم کرد .

 

بنا بر مستندات و گزارشات تکميلي دريافتي در تاريخ 14/10/86 نيروهاي امنيتي در نيمه شب با يورش به منزل "احمد جواهري" از فعالين مدني ، وي را به همراه يک فعال سياسي "فرزاد قبادي" برادر همسرش که از اعضاي حزب حيات آزاد کردستان و در زمان مذکور متواري بوده است ، بدون درگيري مسلحانه بازداشت و به همراه خود به اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند . سپس در ساعت 8 صبح همان روز با مراجعه مجدد "فاطمه جواهري" دانشجوي پزشکي دانشگاه کرمانشاه و فرزند احمد جواهري را بازداشت و به همراه "چيا جواهري" کودک 2 ساله خانواده به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند و همچنين "رابعه قبادي " خواهر فرزاد قبادي را نيز در خارج از منزل بازداشت مينمايند.
در تاريخ 15/10/86 فرزاد قبادي در اداره اطلاعات کرمانشاه تحت شکنجه و عليرغم اينکه در زمان بازداشت داراي وضعيت جسمي مناسبي بوده است به قتل ميرسد ، بر روي بدن نامبرده عليرغم شکستگي سر و دست ، محل اصابت چندين گلوله نيز مشهود بوده است

برای خواندن متن کامل خبر روی ادامه مطلب کلیک کنید. 

منبع: گزارشگران حقوق بشر در ایران


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
هم چنان در بی خبری

هم چنان در بی خبری

پس از گذشت 16 روز هم چنان خانواده ی تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، بازداشت شده در 24 دی ماه از فرزندان خود کاملاً بی خبرند. از جمله خانواده های امین قضایی و سروش ثابت هنوز هیچ گونه تماسی از طرف فرزندانشان نداشته و هیچ مقام مسئولی نیز با آنان تماس نگرفته تا خبرسلامتی فرزندانشان را به ایشان برساند. این خانواده ها هم چنان در نگرانی غیر قابل تصوری به سرمی برند.

این نگرانی ها با خبرهای مربوط به مرگ غیر منتظره تعدادی از زندانیان در شهرستان ها دو چندان شده است.

مادری را در نظر آورید که پس از گذشت 16 روز کوچکترین خبری از جگر گوشه اش ندارد. چطور می تواند شبی را آرام سر بر بالین بگذارد؟

به کدامین جرم؟؟

طی آخرین اخبار از وبلاگ کمیته ی جوییآزادی دانشجویان
  امین قضایی موفق به تماس با خانواده اش شد و از سلامتی خود خبر داده است اما  از رفیق سروش ثابت همچنان خبری در دست نیست و خانواده اش در بی خبری و نگرانی به سر می برند.

 

 

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
به جای مرگ بر دیکتاتور
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !

همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !

 

آزادیخواهان جهان!

زندانی، شکنجه و فشار و دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب همچنان ادامه دارد.

درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران  ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند  تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.  

حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. ابراهیم لطف اللهی یکی از دانشجویان زندانی را زیر شکنجه به قتل رسانده اند، پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر بدنش جای زخم های عمیق دیده میشده است را بخصوص بارها به نمایش گذاشته اند. نیروهای امنیتی یاران ما را زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند تا اتهامات واهی را که به آن ها نسبت میدهند را قبول کنند و در شوهای تلویزیونی کثیف سازمان داده شده از طرف خودشان شرکت کنند. کسانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری و انسانیت ندارند را میخواهند وادار به قبول اتهامات پوچ رابطه با احزاب اپوزسیون بکنند.  

ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سخنگو و پرچمدار انسانیت و آزادی و برابری در ایران هستیم. حکومت اسلامی تلاش دارد با سرکوب ما، کل جنبش آزادی و برابری را در ایران سرکوب کند.

حکومت تحت فشارهایی که تاکنون بر او آمده است، وادار به آزادی تعداد کمی از یاران ما با قید وثیقه های بسیار سنگین شده است. حکومت اسلامی پیش از آزادی این عزیزان آنها را زیر شدیدترین فشارها گذاشته است. حکومت تلاش دارد تا بخشی از موفقیت اعتراض ما و شما را با ترساندن و فشار روحی پس بگیرد تا فضای ترس و وحشت را به مبارزه ای که امروز دیگر در سراسر جهان برای آزادی دانشجویان جاری است، تحمیل کند. خانواده های زندانیان را زیر شدیدترین فشارها قرار داده اند.  

مردم آزادیخواه!

ما، دانشجویان زندانی، خانواده های زندانیان و کل جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی امروز بیش از هرزمان دیگری به حمایت های شما محتاج است. فراخوان ٢٢ دسامبر ما برای آزادی دانشجویان زندانی با حمایت های بی نظیر شما روبرو شد.  ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صمیمانه از تلاش های تاکنونی شما سپاسگذاری میکنیم. آکسیونهای سراسری ٢٨ دسامبر یک پیروزی بزرگ و فراموش نشدنی بود که صدای آزادی خواهان و برابری طلبان ایران را به مردم جهان رساند. این تلاش و مبارزه اما هنوز کافی نیست. یاران ما، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هنوز در شکنجه گاه ها بسر میبرند، جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی هنوز زیر فشار دستگاه های امنیتی قرار دارند. این سرکوب را باید شکست داد و ما در این تلاش به یاری شما محتاجیم.

ما به این مناسبت روز ١٦ فوریه را روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی اعلام میکنیم. همه شما را در هر کجا که هستید فرامیخوانیم که در این روز از هر طریقی که مناسب میدانید، خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان و توقف فوری سرکوب آزادیخواهان و برابری طلبان شوید.  

آینده از آن ماست!

زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!
 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

٢٧ زانویه ٢٠٠٨ – ٧ دی ١٣٨٦


اخباری از رفقای مازندران
امروز بالاخره پس از 58 روز بی خبری خانواده ی نادر احسنی فرزند خود را ملاقات کنند. این خانواده در طی این 58 روز هیچ گونه تماس یا ملاقاتی با فرزندشان نداشتند و در بی خبری کامل به سر می بردند.
معلوم نیست بر اساس کدام قانون یا مجوزی می توان دانشجویی را به جرمی نا مشخص حدود دو ماه بدون هیچ گونه تماسی با خارج از زندان در حبس نگه دارند. کاشکی کسی بود که جواب این خانواده های نگران را می داد.
همچنین خبرها حاکی از آن است که خانواده بیژن صباغ نیز دیروز با رفیق بیژن ملاقات کردندهمچنین بنا بر اخبار رسیده  بهرنگ زندی ، میلاد معینی و حامد محمدی به کمیته ی سرکوب احضار شدند. این خبر زمانی به این دانشجویان اعلام شد که می بایست روز قبل به کمیته انظباتی مراجعه می کردند.در ضمن حامد محمدی نیز از این هفته ممنوع الامتحان شده است .رفیق حامد که پس از آزادی از زندان رژیم در جلسات امتحان خود حاضر می شد این هفته از حضور وی درجلسه امتحان جلوگیری کردند . همچنین ترم قبل نیز رفیق حامد به دلیل شرکت در تجمع ۷اسفند و سخنرانی در اعتراض دانشجویان نسبت به دستگیری بیژن صباغ در فروردین ماه ، چند روزی ممنوع  الورد شده بود و از حضور وی در ذانشگاه ممانعت می شد.


احضار دانشجویان به کمیته ی سرکوب

بنا بر اخبار رسیده  بهرنگ زندی ، میلاد معینی و حامد محمدی به کمیته ی سرکوب احضار شدند. این خبر زمانی به این دانشجویان اعلام شد که می بایست روز قبل به کمیته انظباتی مراجعه می کردند.در ضمن حامد محمدی نیز از این هفته ممنوع الامتحان شده است .رفیق حامد که پس از آزادی از زندان رژیم در جلسات امتحان خود حاضر می شد این هفته از حضور وی درجلسه امتحان جلوگیری کردند . همچنین ترم قبل نیز رفیق حامد به دلیل شرکت در تجمع ۷اسفند و سخنرانی در اعتراض دانشجویان نسبت به دستگیری بیژن صباغ در فروردین ماه ، چند روزی ممنوع  الورد شده بود و از حضور وی در ذانشگاه ممانعت می شد.


بازداشت دانشجویان در مازندران

خبرهای رسیده حاکی از آن است که ۷ نفر دیگر از دانشجویان طیف چپ که در یک خانه در دریا کنار گرد هم آمده بودند ربوده  شدند.این دانشجویان که ضاهرا از دانشجویان دانشگاه شمال آمل و دانشگاه آزاد اسلامی هستند در کاری مشترک اقدام به پخش بیانیه های دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاه های یاد شده نمودند.در ضمن پس از گذشت تقریبا یک هفته از خبر بازداشت این دانشجویان هنوز خبری مبنی بر تائید بازداشت این افراد و اینکه توسط چه نهادی و یا در کجا بازداشت هستندُدر دست نیست. لذا از دوستانی که از این افراد خبر جدیدی دارند و یا آنها را می شناسند تقاضا می کنیم که در صورت اطلاع ما را در جریان بگذارند.

اسامی بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد:

1) مرتضي باقري

2) پيمان برارنيا

 3) احمد مرادي

4) ارشيا هاشمي

5) ايلناز آذري

 6) ياسر مندي

 7) زهره سالاري


ادامه روند سرکوب گسترده دانشجویان در ایام تعطیلی دانشگاه ها، در سایه سکوت رسانه ها

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که نزدیک به یک ماه است که دانشگاه ها در تعطیلی امتحانات پایان ترم خود به سر می برند و طی هفته های گذشته مسئله رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات مجلس فضای رسانه ای کشور را احاطه کرده است، سرکوب دانشگاه ها و فعالین دانشجویی به صورت گسترده در حال پیگیری است.

 


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
دریغا که در سرزمین می زییم که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون است

با گذشت حدود 2 ماه از بازداشت دانشجویان ،به تعدادی دیگر از آنان وثیقه های سنگین اعلام شده است. از آن جمله :

1- علی کلایی 80 میلیون تومان

2- کیوان امیری الیاسی 50 میلیون تومان

3- علی سالم 50 میلیون تومان

4- مجید اشرف تژاد

5- بهرام شجاعی

 ه نظر می رسد تنها در صورتی که خانواده های این دانشجویان امکان تهیه وثیقه های تعیین شده را داشته باشند می توانند قرار بازداشت را به قرار وثیقه تبدیل کنند. نباید فراموش کنیم تعدادی از این دانشجویان امکان فراهم کردن چنین مبالغ گزافی را ندارند از آن جمله سعید آقام علی هم چنان پس از 10 روز از اعلام مبلغ وثیقه اش (100 میلیون تومان ) در بند به سر می برد ، و خانواده ی او از فراهم کردن این مبلغ هنگفت ناتوان بوده اند.
به نظر می رسد کسانی که تعیین وثیقه را برای این دانشجویان به عهده گرفته اند بویی از فقر و مشکلات اقتصادی نبرده اند. و این ارقام نجومی برایشان مبالغ قابل دسترسی می باشد. دریغا که در مملکتی زندگی می کنیم که 700 هزار نفر در فقر خشن و 7 میلیون نفر زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند. و حتی شمردن صفرهای این مبالغ نیر برایشان چندان ساده به نظر نمی رسد.


نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
اعتراضات دانشجويي كوي دانشگاه وارد شب سوم خود شد

ماموران گارد ويژه صد شورش بعد از 8 سال از گذشت 18 تير 78 امشب بار ديگر وارد محوطه ي كوي دانشگاه تهران شدند .

18 نفر از دانشجويان در حمله گارد ضد شورش به داخل كوي دانشگاه  از ناحيه ي سر و دست و پا مجروح شده اند .

شاهدان عيني دانشجو خبر از دستگيري 3 يا 5  نفر از نفرات جلوي جمعيت توسط گارد مي دهند . دانشجويان در حال امارگيري از همديگر براي پيدا كردن اسم دستگير شدگان هستند

كيوسك نگهباني پائين كوي در هجوم نيروهاي ضد شورش به داخل كوي آتش گرفت

بيشترين شعار امشب اين است :‌دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد

يار دبستاني در تمام امير آباد طنين انداز است  

 تجمع شب سوم در ساعت 7:30 دقيقه بعد از ظهر از جلوي محوطه انبار و ساختمان 19 با حضور نزديك به 400 نفر از دانشجويان  آغاز گشت . دانشجويان با جمع شدن در جلوي ساختمان 19 شروع به خواندن يار دبستاني كردند و سپس با ورود به ساختمان 19 به خواندن يار دبستاني و شعار دانشجوي باغيرت حمايت حمايت پرداختند . پس از خروج از ساختمان 19 جمعيت با گردش در ميان ساختمان هاي 21 و ديگر ساختمان ها و با خواندن سرود يار دبستاني و دانشجوي با غيرت به گرد آوري  دانشجويان پرداختند . پس از گردش در محوطه ي كوي نزديك به 600 نفر از دانشجويان با ورود به خيابان پشت ساختمان 20  كوي به سمت درب پائين كوي كه معروف به درب بازارچه ، درب درمانگاه و درب فني است حركت كردند.

دليل اين نامگذاري بدين دليل است كه از كنار ساختمان 20 كه رد مي شوي به يك درب كوچك مي رسي كه در كنار ان كيوسك نگهباني است . بعد از عبور از ميان اين در وارد محوطه اي مي شوي كه در سمت راست ان درمانگاه است و در كنار ان بازارچه اي كوچك قرار دارد و سپس براي خارج شدن از كوي به درب بزرگتري مي رسي كه بعد از خروج از آن به جلوي درب اصلي دانشكده فني بالا مي رسي .

دانشجويان در ساعت 9:15 دقيقه به درب كوچك نگهباني مي رسند كه بسته است و با شكستن آن وارد محوطه بازارچه مي شوند . و پشت درب بزرگتر كه محل ورود به خيابان امير آباد است و دانشكده فني است و آن هم اينك بسته است  تجمع مي كنند .

يك افسر نيروي انتظامي مي كوشد تا دانشجويان را به آرامش دعوت كند و از آنها مي خواهد كه به داخل اتاق هاي خود بازگردند . – گاهي با خودم فكر مي كنم كه كاش اين متصديان نظم در جامعه محض رضاي خدا حداقل يك كتاب روانشناسي توده هاي گوستاولوبون را بخوانند . افسر ظاهرا با اين كار خود دارد مهر و عطوفت خود را به رخ دانشجويان مكي كشد و مثلا مي خواهد با آنان اتمام حجت كتد ولي خيلي ساده است اين كار تنها انبوه خلق را آشفته تر مي سازد _ جواب دانشجويان مسلما بازگشت نخواهد بود آنان شعار مي دهند : مزدور برو گمشو و  دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد . شعاري كه در اين شب به مطرح ترين شعار معترضين تبديل مي شود .

درگيري بين گارد ضد شورش كه تمام محوطه ي خيابان امير آباد از اتوبان جلال تا انتهاي خيابان 16 ( انتهاي دانشكده تربيت بدني و انتهاي كوي پسران پزشكي )‌ را پر كرده است و در كوچه ي پانزدهم هم مستقر شده است از اين لحظه شروع مي شود . گارد با رژه رفتن در جلوي دانشجويان معترض به قدرت نمايي براي آنان مي پردازد تا شايد در دل آنان ترس ايجاد كند غافل از اينكه با اين كار تنها دانشجويان معترض را جري تر مي كند . دانشجويان شروع بع سنگ پراكني به سمت گارد مي كنند كه البته هيچ آسيبي هم به گارد تا دندان مسلح و آموزش ديده نمي زند چرا كه اين گارد از نعمتي برخوردار است كه دانشجويان فاقد آن هستند يعني سپر ولي در مقابل گارد ضد شورش هم هر از چندگاهي سنگ ها را به طرف دانشجويان بي سپر بر مي گرداند .

درب بزرگتر توسط دانشجويان باز مي شود . از اين لحظه دانشجويان در دودلي ورود به خيابان امير آباد و يا ماندن در كوي بسر مي برند ولي گارد هر از چند گاهي حمله اي را به سمت كوي تدارك مي بيند كه با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود باز مي گردد ولي اين همه ي ماجرا نيست ...

در آرزوي ورود به كوي بعد از 8 سال

18 زخمي و حداقل 3 بازداشتي  

در يكي از اين تعقيب و گريز ها به داخل كوي دانشجويان به دنبال گاردي كه در حال بازگشت به سر جاي خود است حركت مي كنند . غافل از اينكه گويي گارديان در انتظار اين لحظه هستند . ناگهان گارديان با تغيير جهت سريع خود بدنبال دانشجويان وارد محوطه ي كوي دانشگاه مي شوند در حالي كه به ضرب و شتم دانشجويان مي پردازند و دانشجويان به سرعت عقب نشيني كنند .

ولي ماموران بدنبال آنان وارد كوي مي شوند . گويي سال ها است كه در اين آرزو بسر مي برند . از 18 تير 1378 ، ‌حاصل اين ورود 18 زخمي است . 5 سر شكسته ، 3 دست شكسته و 2 پاي ورم كرده بر اثر اصابت باتوم ، باقي زخم هايي سطحي تر برداشته اند .

گارديان حداقل 15 متر وارد كوي مي شوند و تا محوطه ي ساختمان 20 هم مي آيند . در اين هجوم حداقل 3 نفر از دانشجويان را كه از ديگران عقب افتاده اند ( بعضي مي گويند 5 نفر )‌ در اين هجوم به عقب كشيده و از كوي خارج مي كنند و به آنها دستبند زده و ... .

دانشجويان زخمي براي مداوا به نمازخانه كوي منتقل مي شوند . در آن سوي ميدان نيز گويي عده اي زخمي شده اند ولي براي آنان آمبولانس آماده است .

هر لحظه بر تعداد معترضين دانشجو افزوده مي شود اكنون دانشجويان حداقل 1200 نفر هستند . دانشجويان عصباني و غافلگير شده در يك اقدام واكنشي نگهباني كوي را به آتش مي كشند . - لبته دانشجويان اين عمل را از خود سلب كرده و آن را به گارد منتسب مي كنند . –

بعد از اين دانشجويان به پشت نرده ها ي كوي  رفته و آنجا پناه مي گيرند . گارد نيز در جاي خود مستقر مي شود . البته گارديان كه گويي از لذت ورود به كوي مدهوش هستند هر از چندي تمايل خود را براي ورود مجدد به كوي به نمايش مي گذارند ولي هر بار بيش از 1 تا 2 متر وارد ان نمي شوند و هر بار با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود بازمي گردند .

هر كدام از دانشجويان در پي پيدا كردن هويت دستگير شدگان هم اتاقي هاي خود را مي جويد ولي هنوز هيچ اسمي به ما اعلام نشده است .

سنگ اندازي ها ادامه دارد ، اين بار دانشجويان سپري هرچند كوچك يافته اند : نرده هاي خوابگاه پسران دانشگاه تهران ( كوي پسران )‌ جايي كه سال هاست نقاط عطف جنبش دانشجويي را -  تير 1378 خرداد 1382 خرداد 1384  و اينك بهمن 1386-  براي خود در يادها دارد و عموما دانشگاه تهران با كوي خود شناخته مي شود .

اتفاقي مي افتد كه مسلما هيچ كس تاييدش نمي كند از بالاي ساختمان 20 كوكتل مولوتف به سمت خيابان امير آباد انداخته مي شود . هيچ كس مسبب اين كار را نديده است . – خبرگزاري هاي رسمي گزارش داده اند كه اين كوكتل مولوتف بر سر سرباز بي دفاع نيروي انتظامي فرود آمده است خدا كند كه از آن شايعه هاي هميشگي باشد . -

باقي شب تنها شاهد درگيري هاي پراكنده است . گارديها گاهي هو مي كشند . دانشجويان گاهي سنگ مي اندازند . افسري گاهي فحشي مي دهد و دانشجويان گاهي جوابي مي دهند .

عده اي هنوز بدنبال هم اتاقي هاي خود مي گردند . عده اي از درد ناله مي كنند . وسايل بهداشتي براي درمان مجروحين در دسترس نيست . سرما بيداد ميكند

 

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
رفیق علیخانی را آزاد کنید!!!

 

                                    

ماه ها از دستگیری رفیق جواد علیخانی دانشجوی دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز که در مهرماه امسال به ناجرم توهین به مقدسات توسط نیروهای وزارت اطلاعات به همراه عده ای دیگر رفقا دستگیر شد می گذرد    از دستگیری همه رفقا آزاد شدند بغیر از رفیق علیخانی که به دلایل نامعلوم قاضی حتی از قرار وثیغه برای رفیق علیخانی سر باز زد. روزهاست که کسی از وضعیت این دانشجوی فعال بی اطلاع است و حتی خبری در دست نیست که قاضی حکمی صادر کرده است یا نه طبق خبرهای بدست آمده او را در بند معتادین به مواد مخدر کراک نگهداری می کنند که و دائم وضعیت او رو به وخامت است. حتی اگر کسی بخواهد از وضع او مطلع شود او را به ستاد خبری می برند و بازخواست می کنند که چه ارتباطی با علیخانی داری؟  در این اوضاع دستگیری دانشجویان در سراسر ایران متاسفانه در بند بودن رفیق علیخانی به فراموشی سپرده شده است .

ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز از تمامی آزادی خواهان و برابری طلبان دنیا خواهشمندیم که فکری به حال آزادی رفیق جواد علیخانی نمایند.را باید به این اندازه حقوق انسانها نادیده گرفته شود؟ چرا او از داشتن یک وکیل محروم است؟ چرا او را آزاد نمی کنند؟ چرا او را در میان جانیان و مجرمان سابقه دار نگه داری می کنند؟ او دانشجوی دامپزشکی این مملکت است!!! مجرم نیست!!! او یک انسان است از شما دانشجویان خواشندیم ما را یاری کنید از دوستان می خواهم از طریق امیل ما را در کمپین آزادی رفیق عیلخانی یاری کنید

زنده باد آزادی زنده باد برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

 


نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
سرکوب ما غیرممکن است! اخطار ما را جدی بگیرید!

تظاهرات های دانشجویان آزادیخواه در شب های گذشته در کوی دانشگاه، یکبار دیگر صف محکم اعتراض ما را باید به حکومتیان نشان داده باشد. آنها میتوانند رهبران دانشجویان را به زندان بیندازند، شکنجه کنند و دست و پایشان را بشکنند، آنها میتوانند مثل امروز یکبار دیگر ده ها دانشجوی معترض را با حمله دستگیر و زخمی کنند. آنچه که آنها نمیوانند، سرکوب جنبش ما است! دانشجویان خواستشان خواست مردم است. ما فقر نمیخواهیم، ما جدایی جنسی نمیخواهیم، ما رفاه بیشتر را خواستاریم، ما خواهان منشور حقوقی دانشجویان هستیم، ما خواهان آزادی همه دانشجویان زندانی هستیم و یکبار دیگر اعلام میکنیم که دانشگاه پادگان نیست! هجوم نیروهای یگان ویژه و نیروی امنیتی امروز به ما در کوی دانشگاه یکبار دیگر این قرار پایه ای ما را اعلام میکند! دانشگاه را پادگان کنید، ما هم خیابانها را به تسخیر خود در خواهیم آورد!

اعتراض ما در کوی دانشگاه ادامه خواهد یافت. اخطار ما را جدی بگیرید! دانشگاه های دیگر در راهند! 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

 

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
اعمال فشار بر دانشجویان بازداشتی، جهت انجام اعترافات تلویزیونی
طبق گزارشهای رسیده از زندان اوین و به گفته تعدادی از دانشجویان آزاد شده، فعالان دانشجویی طیف چپ که هم اکنون در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند، جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار قرار دارند.وزارت اطلاعات با اعمال فشارهای شدید بر تعدادی از این دانشجویان، تلاش دارد آنان را وادار نماید با قرار گرفتن در برابر دوربین، به داشتن ارتباط با جریانات خارج از کشور، اعتراف نمایند. به گفته خانواده بهروز کریمی زاده، دانشجوی سابق دانشگاه تهران که در روز 12 آذرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، دست راست وی از مچ تا آرنج دچار بریدگی های عمیق بوده است.مسعود کریمی زاده، برادر این دانشجوی زندانی می گوید:" برادرم از مدتها پیش دچار مشکل کلیوی بود، که در طی مدت بازداشت این بیماری شدت پیدا کرده است ، بطوریکه دو هفته پیش او به مدت 2 روز از زندان به بیمارستان شهدا در تجریش انتقال یافته است."

همچنین گفته می شود، پیمان پیران نیز از ناحیه کتف دچار شکستگی شدید شده است.تلاش وزارت اطلاعات جهت وادار ساختن دانشجویان به انجام اعترافات تلویزیونی در شرایطی صورت می گیرد، که مطابق قانون " اعترافات اخذ شده از متهم، تحت فشار های روحی و جسمی، فاقد اعتبار می باشد."پیش از این نیز نهادهای امنیتی پس از بازداشت دانشجویان، در سال های 78 و 82 آنان را وادار به اعتراف علیه خود و دوستانشان می نمودند.لازم به یادآوری است، بازداشت فعالان دانشجویی طیف چپ از روز 11 آذرماه ماه آغاز شد. که در جریان این دستگیری ها، حدود 42 نفر بازداشت و روانه زندان شدند. در طی روزهای گذشته 8 تن از بازداشت شدگان با قرار وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند و سرنوشت سایر بازداشت شدگان نامعلوم است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با ابراز نگرانی شدید خود نسبت به شرایط نگهداری دانشجویان، اعتراض خود را نسبت به اعمال فشار بر دانشجویان زندانی اعلام می کند.بدیهی است کلیه اعترافات اخذ شده از دانشجویان در شرایط حاکم در بند 209 زندان اوین فاقد وجاهت قانونی است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
محمود صالحي در ديدار با همسرش: مي خواهند من را بکشند
محمود صالحي در ديدار با همسرش: مي خواهند من را بکشند
روز آنلاین-محمود صالحي، فعال کارگري که در زندان به سر مي برد، در ديدار با همسر خود نسبت به امنيت جاني خود ‏ابراز نگراني کرد.‏محمود صالحي اخيرا در پي بروز عارضه قلبي به بخش قلب بيمارستان توحيد سنندج منتقل شده است. وي اخيرا ‏طي ديداري که با همسر خود داشته، اظهار داشته که "نقشه اي براي قتل من در بيمارستان در جريان است."‏همچنين طبق خبرهاي رسيده، دادستان دادگستري کردستان آزادي محمود صالحي را مشروط به تائيد پزشک ‏قانوني مي داند. اما در نامه اي که پزشک قانوني به دادگستري استان کردستان ارسال نموده، آمده است: با وجودي ‏که نامبرده 10 درصد کارايي کليه داشته و داراي مشکل قلبي است، اما قادر به تحمل دوران باقيمانده محکوميت ‏خود مي باشد.‏محمود صالحي در مجموع هشت سال به خاطر فعاليت هاي صنفي، حبس کشيده است و در حال حاضر هم با ‏وجود از دست دادن يک کليه و بدتر شدن وضعيت کليه ديگرش، در زندان سنندج زنداني است. ‏صالحي، اخيرا به يک سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي محکوم شده است. اين حکم، لزوم شرکت نکردن ‏در جلسات علني و غير علني، ارتباط نداشتن با هيچ رسانه و شخصي در خارج از کشور و "استفاده نکردن از ‏اينترنت" را نيز در بر مي گيرد. ‏
نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
در مورد رفیق علی کانتوری
                             علی را آزاد کنید!

     

ادامه در وبلاگ رفقای مشهد  

نوشته شده توسط فعالین آزادی خواه و برابری طلب یزد |
تماس تلفنی رفیق سعید حبیبی و آزادی رفیق میلاد عمرانی
رفیق سعید حبیبی پس از 52 روز، در تماسی با خانواده اش، از سلامتی خود خبر داد. وی همچنین گفته